تبليغاتX
دیوانگی

 

از ماوراء شما چیزی به دست مان نرسیده

و من که روی صندلی های ردیف دوم نشسته ام

*   *   *

آقای علی احمد ابراهیمی شما

از اتهامتان خبر که ندارید

چرا؟

این قدر ادای شاعران دارزده را بلدید

این قدر صدایتان به سیگار شبیه است

این قدر از خودتان متنفر شده اید

این جمله های من نیست که می کوبدتان

این حرف اول و آخر که افتاده در کتاب خیام و شما آن را علم کرده بر سر یک قصیده کوبیده اید

حالا که نوبت وجدان رسیده است می گویید:

آقا تمام شد ، دیگر نداریم ، نمی شود

نه می شود «گفتند یافت می نشود»

حتی اگر شب قدری به خوابتان بیایم و ...

* * *

دروغ می گوید

او

دروغ می گوید ، به تمام زبان های مرده دنیا دروغ می گوید

من می شناسم اش

او شاعر است

دروغ می گوید

بکشیدش

بکشیدش

بکشیدش

او می تواند قیافه تمام اسلیمی های نقش جهان را داشته باشد

بکشیدش

این بار چندم است که خاکسترش گلوگیرمان شده

این بار چندم است که سیگارش را روی کلام خدا تکانده است

آقای شاعر

شما متهم به هتک حرمت یک قصیده

در بعد از ظهر پنج شنبه هر هفته هستید

لطفا از خودتان دفاع کنید

* * *

و شعر این گونه آغاز می شود

 

 

خزان 86

علی احمد ابراهیمی

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 20:7 توسط علی احمد ابراهیمی |